بوووی خدااا هیچ وقت فکر نمیکردم به این زودی این پست بزارم🥺 رهام جونم چند شبه اتاق مارو ترک کردی اخه من چکار کنم تا زودی عادت کنم؟ دورت بگردم من چند مدت بود که پرهام گلی ازم میپرسیدی، چه موقع رهام میاد پیشم بخوابه و من سعی میکردم قانعت کنم که حالا زوده😁 البته زود برای خودم و دل کندن و وابستگیم😁 تا اینکه چند روز پیش یهویی بهت گفتم پرهام اگه ظهر تونستی رهام بخوابونی تختش میارم تو اتاقت،تو هم ذوق زده رفتی و متاسفانه داداش خوابوندی🥺😂 هیچی دیگه من و بابا هممجبور شدیم پاشیم اسباب کشی کنیم😁 الانکه دارم این پست میزارم، نزدیک یک هفته از جدا خوابیدن رهام گلی میگذره و خیلی خیلی خوشحالم...